مزایای زندگی در شمال

الان دارم فکر می کنم همون بهتر که امتحان داشته باشم همون بهتر که واسه امتحان استرس بگیرم تا اینکه به خیال خودم یه جای خوش اب و هوا زندگی کنم.....اینجا منطقه ازاد اعتراض منه بابا کمرم شکست دستام پینه بست پاهام خشک شدن شرمنده ها مهمان حبیب خداست ولی اینقدر ؟!کلافه

نشستی پا روی پا انداختی و با اعضای خانواده در مورد مهمانان گرامی که یک هفته بودند و رفتند صحبت می کنی که یک هو تلفن زنگ می زند بعد گوشی را می گیری طرف از پشت تلفن ان چنان قربان صدقه ات می رود که شاخ هایت در می ایند و می اندیشی ایا این مرا می شناسد ؟ایا؟!

بعد کلی فدات شم قربونت برم و هندوانه هایی که زیر بغلت می گذارد سراغ مادر را می گیرد و بعد خبر می رسد که بله مهمان داری مهمانهایی که اخرین بار در کودکی و در سن 9 ساگی دیدیشان بعد هوارت بلند می شد ای وای نه...بعد اینها می روند و تو دوباره در حال صحبت در مورد مهمانی هستی تلفن زنگ می زند گوشی را که بر می داری می بینی ع..جان است بعد از خوش بش می فهمی بله با تبار گرامی و کلی بساط و ادم دارند می ایند خانه تان تازه جالب تر این است که به هزار منت می ایند و کلی لیچار بارت می کنند که فلانی حالا تو به ما سر نزدی ما حکم فامیلی را ادا می کنیم می اییم بعد چشمهای تو قد نخود بیرون می زند هیپنوتیزم این چی می گه ملت می خوان بیان خونت منتم می زارم....می بینی تو رو خدا

الان احساس نصف شدی ..مردن ...کوزت بودن ..دارد مرا خفه می کند اصلا به من چه مگر مهمان های من هستند اهان این را یادم رفت بگویم این ایل که تعدادشان دو رقمی است به همراه یک خانواده چهار نفری تشریف فرما می شوند که ان خانواده چهار نفری مذکور فاقد وسیله نقلیه می باشند و این به این معنا است که شما شغل دوم می یابید ..درست حدس زدی جانم شوفر خنثی سوارشان می کنی و دریا ،جنگل، ابشار های دیدنی و....می بریشان البت خدا جد اباد این جماعت را بیامرزد مگر این طوری هوار شوند روی سر ادم که ما یادمان بیاید دریایی هم داریم

وای نه چه قدر مهمانخمیازه مهر عزیز کی میایی

/ 0 نظر / 59 بازدید